شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

توزیع ثروت

<
>

نادرست‌ است، بلكه‌ بهای‌ بازاری‌ یك‌ كالا ارزش‌ واقعی‌ آن‌ كالا در مقایسه‌ با پول‌ است، ولی‌ ارزش‌ واقعی‌ كالا ارزش‌ تمام‌شدۀ‌ آن‌ كالاست، بلكه‌ از آن‌ زیادتر است‌ و در نتیجه‌، پاسخ‌ اول‌ نظریۀ‌ ماركس‌ به‌ دست‌ می‌آید: در تولید كالا مواد خام‌ نیز نقش‌ مهمی‌ دارد و در مادۀ‌ خام‌ یا اصلاً‌ كار انجام‌ نشده‌ و یا به‌ مقدار نسبتاً‌ كمی‌ انجام‌ یافته‌ است. به‌ هر حال‌، عامل‌ طبیعت‌ را در تولید كالا نمی‌توان‌ فراموش‌ كرد.

(63)در یك‌ تولید صنعتی‌ اگر حق‌ عادلانه‌ای‌ به‌ كار بپردازیم‌ (خواه‌ مزد و خواه‌ سهمی‌ از درآمد) و حساب‌ استهلاك‌ و اجرت‌ ماشین‌آلات‌ و سود سرمایه‌ را هم‌ بكنیم، باز هم‌ مقداری‌ خواهد ماند كه‌ سود ویژه‌«43» نام‌ دارد. اگر سود ویژه‌ را بین‌ كارگر، سرمایه‌دار و ماشین‌آلات‌ تقسیم‌ كنیم، منفعتی‌ خالص، عادلانه‌ و مشروع‌ برای‌ سرمایه‌دار باقی‌ خواهد ماند و دیگر ارزش‌ اضافی‌ به‌ شكل‌ یك‌ مشكل‌ غیرقابل‌ حل‌ جلوه‌ نمی‌كند. بر این‌ اساس‌، سرمایه‌داری‌ به‌‌طور مطلق‌ نامشروع‌ نخواهد بود، بلكه‌ اضافه‌ای‌ بر ارزش‌ تمام‌شدۀ‌ كالا وجود دارد، كه‌ به‌ عنوان‌ سود ویژه، حق‌ سرمایه‌دار«44» است. و بالاخره‌، ثابت‌ می‌شود در تقسیمی‌ كه‌ ماركس‌ در ثروت‌ تولیدشده‌ به‌ آن‌ معتقد بود، عامل‌ طبیعت‌ فراموش‌ شده‌ است. در مباحث‌ آینده‌ از یك‌ عامل‌ دیگر به‌ نام‌ كارفرما نام‌ برده‌ خواهد شد كه‌ شركت‌ او را در سود حاصله‌ از تولید، مورد مطالعه‌ قرار خواهیم‌ داد.

63