شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

مقدمه

<
>

شود. سوم‌ اینكه، بنگاه‌ها عوامل‌ تولید را چگونه‌ برگزینند و چقدر از هر كدام‌ به‌ كار برند تا بتوانند كالاهای‌ مورد نیاز جامعه‌ را تأمین‌ كنند. در نظام‌ سرمایه‌داری‌ خالص، و نه‌ مختلط، این‌ مهم‌ را دستگاه‌ بازار به‌تنهایی‌ عهده‌دار است‌ و در نظام‌ سوسیالیستی‌ خالص، دولت‌ با نظام‌ برنامه‌ریزی‌ به‌ تأمین‌ نیازهای‌ جامعه‌ می‌پردازد. اقتصاددانان نشان‌ داده‌اند كه‌ هر دو نظام‌ در شرایط‌ مفروض‌ خود می‌توانند به‌ اهداف‌ خویش‌ برسند. لیكن‌ در عمل، هر دو نظام‌ با ناكامی‌های‌ فراوانی‌ روبه‌رو و به‌ تجدید نظر در اهداف، آرمان‌ها، فرض‌ها و روش‌های‌ كاربردی‌ خود ناگزیر شدند. نظام‌ سرمایه‌داری، پس‌ از كینز،«1» به‌ سرمایه‌داریِ‌ مختلط‌ تحول‌ یافت‌ و دخالت‌ دولت‌ را پذیرفت. نظام‌ سوسیالیستی‌ در شوروی‌ سابق‌ فرو پاشید و در چین‌ به‌ ورود سرمایه‌داری‌ و رونقِ‌ بخشِ‌ خصوصی، و به‌ تعبیر دولتمردان‌ آنجا، به‌ وجود یك‌ سرزمین‌ و دو نظام‌ رضایت‌ داد. یكی‌ از مسائل‌ مورد توجه‌ هر دو نظام، رفاه‌ نسبی‌ صاحبان‌ عوامل‌ تولید یا گروه‌های‌ مختلف‌ مصرف‌كننده‌ از یك‌ سو، و از سوی‌ دیگر، مشاركت‌ ایشان‌ در پیشبرد تولید و رشد اقتصادی‌ هرچه‌ بیشتر است. اقتصاددانان‌ كلاسیك‌ رشد و توسعه‌ را مدیون‌ افزایش‌ فعالیتِ‌ سرمایه‌گذاری‌ می‌دانستند. گسترش‌ این‌ فعالیت‌ موجب‌ ازدیاد حجم‌ سرمایه‌های‌ مادی‌ چون‌ ماشین، ساختمان‌ها، سدها، نیروگاه‌ها و پالایشگاه‌ها می‌شود كه‌ خود عامل‌ گسترش‌ فعالیت‌های‌

19