شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

ذوق و ابتکار در دعوت

<
>

(88)اما سنت جهـان و ارادۀ الهى بر این تعلق گرفتـه كه ظلمْ پایدار نمانَد و مظلومان، هرچند خوار و زبون، پیروز شوند و پیشوایان مردم و صاحبان زمین گردند. كیفیت اجراى این ارادۀ الهى بسیار ساده صورت گرفت:

مادرِ موسى حامله شد. حمل او معلوم نبود (چه بسیار زن‌ها كه به علت بزرگى لگن خاصره، حملشان واضح نیست.) موسى در غفلتِ مأمورانِ فرعون و دور از چشم آنان، به دنیا آمد. جهانِ روشن در برابرِ دیدگانِ مادرِ بیچاره تاریك شد. مرگِ حتمى در انتظارِ این نوزاد است. فرار هم ممكن نیست. یك راه وجود دارد كه احتمال مرگ كمتر از صد‌درصد است: باید او را در صندوقى گذاشت و به نیل افكند. همین كار را كرد. كودك، بدون آنكه معلوم شود از بنى ‌اسرائیل است یا از دیگر مصریان، یا از سرچشمه‌هاى اصلىِ رودِ نیل، از جلوِ قصر فرعون عبور كرد. فرعون امر كرد آن را بیاورند. طفل زیباىِ از دریا به‌ دست‌آمده مورد تعلق خاطر زن فرعون و خود او واقع شد. او را بزرگ كردند. موسى از آب درآمد... و كار به هلاكت فرعون انجامید.

(89)قرآن این صحنۀ عجیب را به یاد ما مى‌ آورد. ملتى تا این حد ضعیف و خوار! حكومتى تا این درجه ظالم و استوار! اما چه سود؟ سیر عالم، قوانین خلقت و ارادۀ الهى بر پیروزى این ملت مظلوم و نابودى ظالمین تعلق گرفته است.

(90)با این دستورالعمل، سیر جهان و قوانین عالم با روشنى بی‌نظیری در برابر چشم ما قرار مى‌ گیرد و نظریۀ قرآن درخصوص جهان واضح مى‌گردد:

«إِنَّ الَّذِینَ قَالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقَامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَیْهِمُ الْمَلَائِكَةُ أَلَّا تَخَافُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتِی كُنتُمْ تُوعَدُونَ.»«38»

52