شما در حال مشاهده نسخه آرشیو می باشید.

اسلام

<
>

بلكه علاوه‌ بر پرداختن به احوال شخصی، نظام‌ فراگیری‌ ارائه‌ داده‌ است‌ كه شامل تنظیم‌ ارتباط‌ انسان‌ با دیگران‌ و با دولت‌‌ و نیز دربرگیرندۀ مقررات‌ اداری‌ و قوانین‌ بین‌المللی‌ است. این‌چنین‌ دخالت‌های‌ تفصیلی‌ و گسترده‌ در همۀ‌ امور زندگی‌ مجالی‌ برای‌ پرسش‌ از موجبات‌ آن‌ فراهم‌ می‌سازد و، سپس،‌ این‌ سؤ‌ال‌ مطرح‌ می‌شود كه‌ آیا می‌توان‌ نظامی‌ دینی‌ با ویژگی‌های‌ قداست‌ و ثبات‌ برای‌ ادارۀ‌ جامعۀ‌ متحول‌ و امورِ‌ در حال‌ تغییرِ‌ آن‌ وضع‌ كرد؟ این مسئله به نظر من مهم‌ترین نکته در این سخنرانی است و در کتاب‌های پژوهشی اسلام بسیار بحث و بررسی شده است. برای‌ روشن‌ شدن‌ این‌ مسئلۀ مهم‌ از بحث، اولاً‌ این‌ پرسش‌ را مطرح‌ می‌كنیم‌ كه‌ آیا كسانی‌ كه‌ از ادیان‌ تنها به‌ بُعد عقیدتی‌ و اخلاقی‌ آن‌ بسنده‌ کرده و یا از ادیان‌ تنها چنین‌ بُعدی‌ را متوقع‌ هستند، بر این‌ باورند كه‌ صیانت‌ از ایمان‌ و محافظت‌ از اخلاق‌ نیكو برای‌ كسی‌ كه‌ در محیط فعالیت‌های روزمره‌اش هیچ‌گونه‌ پایبندی به چارچوبی‌ متناسب‌ با ایمان‌ و اخلاق‌ مزبور ندارد، امكان‌پذیر است؟ آیا برای‌ انسانی‌ كه‌ موجودی واحد به‌شمار می‌آید نه‌ موجود متکثر، ممكن‌ است‌ كه‌ روح‌ خود را از تأ‌ثیرِ جسم‌ خویش‌ جدا کند یا مانع تعامل جسم‌ و روح‌ خود شود و آیا ممکن است ایمان‌ و اخلاقی‌ را كه‌ از اعمال نفس‌اند، از تأ‌ثیر جسم‌ به‌دور نگه‌ دارد؟

(58)پاسخ‌ كاملاً‌ روشن‌ است، زیرا تأ‌ثیر متقابل‌ میان‌ تمامی‌ ابعاد وجود انسانی‌ امری‌ است‌ بدیهی‌ و لذا برای‌ صیانت‌ ایمان‌ و اخلاق‌ به‌ناچار انسان‌ باید به‌ اعمال‌ و رفتار ویژه‌ای‌ مقید و به اصول و چارچوبی برای صیانت معنوی خود پایبند باشد. قرآن‌ كریم، مانند سایر كتاب‌های‌ مقدس‌ آسمانی، بر این‌ تأ‌ثیر متقابل‌ تأ‌كید می‌کند و به‌طور صریح‌ اعلام‌ می‌دارد كه‌ تكرار و ادامۀ‌ برخی‌ از اعمال‌ زشتْ ایمان‌ را از قلب‌ انسان‌ بیرون‌ می‌كند: «ثُمَّ كَانَ عَاقِبَةَ الَّذِینَ أَسَاؤُوا السُّوأَى أَن كَذَّبُوا بِآیَاتِ اللَّهِ وَكَانُوا

40